تبليغاتX
Professional Architecture web site



سلام

سلام به همه ی اونایی که امروز روزشونه.

سلام به دانش آموزا ،به دانشجوها و تبریک به همشون.

آخه امروز ۱۳ آبان روز دانش آموز.

(راستش روز دختر ما هرچی منتظر شدیم ببینیم کسی بهمون تبریک میگه دیدیم خیر نویسنده های سایت ما عین خالشونم نیست.)

به خودم گفتم حداقل این دفعه خودمون تبریک بگیم دلمون خوش باشه روزمونه.

همه ی کسایی که امروز روزتونه روزتون مبارک.

یه دسته گل برای خودم-شبنم-خانم مهندس و ادمینمون

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 10:30  توسط آرزو ميرزايي  | 



سلام

از آذربایجان شروع کردیم تا رسیدیم به پایتخت. البته این پست فقط به خود شهر تهران مربوطه. در پست بعدی راجع به بناهای تاریخی استان تهران   می نویسم.

 

برج آزادی

بنای میدان آزادی (شهیاد سابق‌) یکی از بناهای معروف تهران در عصر پهلوی است‌. برج شهیاد به یادبود دو هزار و پانصدمین سال بنیان‌گذاری شاهنشاهی ایران بر پا گردید و در تاریخ ۲۴ مهرماه سال ۱۳۵۰ ، ازآن پرده‌برداری شد. طراح و ناظر این برج، مهندس حسین امانت بوده است‌.
     در ساختمان این برج نهایت دقت و ظرافت به عمل آمده و بهترین نمونه معماری تلفیقی ایرانی و اسلامی است‌.مجموعه فرهنگی آزادی، متشکل از چند بخش در طبقه تحتانی برج آزادی قرار دارد و شامل موزه‌، کتاب‌خانه‌، واحد سمعی و بصری‌، سالن نمایشگاه‌، سالن اجتماعات ،سالن برگزاری کنسرت و کنفرانس است‌. مجموعه فرهنگی با ۵۰۰۰ مترمربع در بر گیرنده برج اصلی نیز هست‌. کتاب‌خانه مجموعه، با مساحتی حدود ۲۷۱۵ مترمربع و بیش از ۵۰۰۰۰ جلد کتاب‌، بسیار مجهز است و کتاب‌خانه محققان و مؤلفان نیز، با مساحت ۲۴۳ مترمربع، مکانی است که از طریق ۳۰ دستگاه کامپیوتر به شبکه‌های اطلاع‌رسانی داخلی و خارجی متصل است‌.

 سر در باغ ملی

سر در باغ ملی عمارتی ساخته شده در سال 1340 ه.ق می باشد که بر سکوی عمارت دیگری در همین مکان و با شمایلی نه چندان بی شباهت با بنای اولیه ساخته گردید. در شمال دروازه ، میدانی بود که تمرینات نظامی قشون ، در عهد قاجار در آن انجام می پذیرفت و به میدان مشق شهرت داشت ؛ به دستور رضاشاه دروازه قدیم تخریب و در جای آن عمارت فعلی بنا شد.

میدان باغ ملی بعدها با ساخته شدن عمارت های دولتی در آن رفته رفته موجودیت باغ مانند خود را از دست داد و با ساخته شدن ساختمان های شهربانی کل کشور ، ساختمان شرکت نفت ، وزارت خارجه و پست به صورت مرکز ساختمان های اداری درآمد و از آن میدان تنها عمارت سردر باقی ماند و نام آن سینه به سینه با نام باغ ملی تداوم یافت. بر دروازه های عمارت سردر باغ ملی یک سال پس از اتمام بنا ، درهایی نصب شد که بسیار باشکوه و زیبا بودند و خوشبختانه با گذشت زمان و بی مهری آن ، هنوز هرچند با پذیرش آسیب هایی پا برجا مانده اند

 دروازه قزوین

مشهورترین و معروف ترین دروازه تهران عصر قاجار را می توان دروازه قزوین نامید . این دروازه شهرت خود را مدیون سفر اروپاییان و جهانگردانی است که به تهران سفر کردند و به دلیل آن که تقریبا همه آنها از این دروازه وارد شهر می شدند ، برای همین در سفرنامه های خود از آن بسیار یاد کرده اند. محل این دروازه در حال حاضر تقریبا ابتدای خیابان قزوین کنونی بوده است که در حدود یک سال است شهرداری تهران تصمیم به بازسازی این دروازه قدیمی را در میدان قزوین کمی پایین تر از محل اصلی آن گرفته است و در حال حاضر به صورت زیبایی این دروازه و ارگ دور آن بازسازی شده است. این دروازه به دلیل آن که اول جاده قزوین و رشت به حساب می آمده است به این نام شهرت پیدا کرده است .

 

 

 کلیسای سرکیس مقدس‌

کلیسای سرکیس مقدس‌، واقع در ابتدای خیابان استاد نجات‌اللهی‌، دومین خلیفه‌گری ارامنه پس از کلیسای حضرت مریم در تهران است‌. مارکار سرکیسیان بنای کلیسا را با هزینه شخصی و به یاد همسرش ساخت و سپس آن را به خلیفه‌گری اهدا کرد.
    مراسم تقدیس کلیسا را خورن اول‌، پیشوای مذهبی ارامنه‌، وابسته به دستگاه جاثلیقی‌، انجام داد و کلیسا را به نام سرکیس مقدس تقدیس کرد.
    کلیسای سرکیس مقدس هرچند بهره‌ای از کلیساهای اروپایی عصر گوتیک ندارد، با گنبد کشیده و سفید و صلیب بالای آن نماد آیین مسیح در تهران است‌. دو ناقوس در دو طرف گنبد هست که طنین آن روزهای یک‌شنبه مؤمنان مسیحی را به عبادت و سپاس‌گزاری فرا می‌خواند.
    بر دیواره بالای محراب که در شرق کلیسا قرار دارد، تابلوی نقاشی لحظه معراج حضرت مسیح فضای روحانی خاصی به این کلیسا بخشیده است‌. بقیه دیوارها نیز با بهره‌گیری از روایت ها و پندهای حضرت عیسی‌، تزیین شده‌اند.
    در محوطه کلیسا نیز تندیس یادمان قتل عام ارامنه در ۱۵ آوریل سال ۱۹۱۵ م‌، بنا شده است‌. مزار عالی جناب اسقف اعظم‌ مانوکیان نیز، تنها مقبره موجود، در صحن کلیسا است‌

 مسجد سپهسالار

در سال ۱۲۹۶ ه.ق‌، میرزا حسین خان سپهسالار دستور ساخت مسجدی را داد که اکنون، از زیباترین بناهای شهر تهران به شمار می‌رود. طراحی مسجد را ممتحن‌الدوله به عهده گرفت و معمار آن حاج حسن قمی بود. طراحی این مسجد با الهام از بهترین نمونه‌های پیش از آن‌، هم‌چون مسجد سید و مسجد حکیم اصفهان‌، تحول یافته است‌. گنبدخانه مسجد سپهسالار تحولی در معماری مساجد به شمار می‌رود. چلیپای بزرگی با ابعاد ۴۵ * ۴۵ متر گنبد اصلی را با دهانه ۱۵ متر در مرکز قرار داده است‌. در قسمت جنوبی‌، بیننده فضای بزرگ بدون ستونی را می‌بیند. سبکی این فضا را حتی، جرزهای عظیمی که گنبد روی آن قرار گرفته مخدوش نمی‌سازد. چهار گنبد کاربندی با قاعده مستطیل‌، بال‌های چلیپا را پوشش داده‌اند. در نمای بیرونی نیز این چهار گنبد سلسله مراتبی در حرکت به سمت گنبد اصلی با ارتفاع ۲۵ متر به وجود می آورد.

 

  کاخ گلستان

مجموعه کاخ گلستان، یادگاری به جای مانده از ارگ تاریخی تهران محل اقامت شاهان سلسله قاجار و از زیباترین و کهنترین بناهای پایتخت دویست ساله ایران می باشد. این بنا روزگاری همانند نگینی در میان این ارگ می درخشید . کهنترین بناهای موجود در مجموعه گلستان، ایوان تخت مرمر و خلوت کریمخانی متعلق به دوران کریمخان زند است. در دوران رضا شاه پهلوی، بخشهای بزرگی از ارگ تهران، از جمله حصار دور آن، سردر باب عالی، ساختمان دفتر  استیفا، نگارخانه، تکیه دولت، نارنجستان، باغ گلشن و ساختمانهای اندرونی تخریب شد. محل سکونت شاه به سعدآباد وسپس در دوران محمد رضا شاه پهلوی به نیاوران منتقل و مجموعه گلستان به محل پذیرایی از میهمانان خارجی تبدیل گردید.پس از انقلاب مجموعه گلستان همچون اغلب عمارات سلطنتی دیگر بصورت موزه در آمد تا همگان بتوانند از آن دیدن کرده و از تماشای زیباییهای حاصل فکر و دست هنرمندان و صنعتگران ایرانی بهره برند .

 

کاخ سعد آباد

در پهنه پر طراوت كوهپايه هاي توچال و دره سرسبز دربند, بخش دل انگيزي از شمال شهر تهران شكل مي گيرد كه مجموعه سعدآباد با يك ميليون و صد هزارمترمربع وسعت دراين گستره غنوده است.

هيجده كاخ كوچك و بزرگ از دوره هاي قاجاريه و پهلوي در سعدآباد وجود دارند كه چون در نظر است در شماره هاي آينده اين نشريه , درباره هر يك از آنها به صورت مشروح , مطالبي آورده شود در اين شماره فقط به ذكر نام آنها بسنده مي كنيم .

1- كاخ احمدشاهي (در اختيار بسيج خواهران) .

2- كاخ شهوند (كاخ موزه سبز فعلي) .

3- كاخ سفيد (كاخ موزه ملت).

4- كاخ اختصاصي (موزه تاريخ طبيعي سابق در حال حاضر در اختيـار نهاد رياســت جمهوري) .

5- كاخ اسود (سياه) موزه هنرهاي زيبا فعلي .

6- كاخ شمس (موزه مردم شناسي) .

7- كاخ اشرف (موزه ظروف و صنایع دستی) .

8- كاخ غلامرضا (ساختمان تبصره 36) .

9- كاخ ملكه مادر (ســــاختمان جمهوري) .

10- كاخ احمدرضا (در اختيار نهاد) .

11- ساختمان عبدالرضا (امور اداري سعدآباد) .

12- كاخ بهمن پهلوي پسر غلامرضا (ساختمان یونسکو) .

13- كاخ شهرام پسر اشرف (موزه نظامي) .

14- كاخ فريده ديبا (موزه آفرینشهای هنری) .

15- كاخ قديم وليعهد رضا پهلوي (موزه بهزاد).

16- کاخ جدید وليعهد رضا پهلوي (موزه دفینه سابق و در اختیار نهاد)

17- كاخ فرحناز و عليرضا فرزندان محمدرضا شاه( موزه خط و كتابت ميرعماد).

18- كاخ ليلا (موزه آبكار)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 9:8  توسط آرزو ميرزايي  | 



يه سلام ويژه و اختصاصي واسه همه دوستاي خوبم كه اين ترم درس طراحي معماري رو با آقاي مهندس كريمي دارن.

تا جايي كه من در جريان كاراتون هستم ديگه بايد رسيده باشين به مقطع دادن ايده و كانسپت.

گفتم شايد بد نباشه منم يه ذره كمك كنم.البته با اجازه استاد محترمتون.اميدوارم صحبت هام در جهت تدريس كلاستون باشه.

مطمئنم آقاي مهندس همه نكات و مواردي رو كه لازمه بهتون گفتن و لابد هر كدوم الان مي دونين بايد چيكار كنين.ولي مي دونم شروع كردن يه كم سخته.بابا ما خودمونم يه روزي مثل شما دانشجو بوديم مثلا!نگران نباشين با كمك هم همه جيز رو ختم به خير مي كنيم...

و اما بريم سر اصل مطلب...

اصلا منم مي خوام با شما شروع كنم به طراحي...

ببينيم چي مي شه...


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 10:5  توسط مريم  | 



 محمد رضا جودت

 


اونچه در زير مي خونيد به قلم خود استاد جودت هستش.


تمام متون معماري حاكي از ان است كه نفس طراحي همواره در اولويت قرار دارد و به همين لحاظ معناي هر امري در آن تا حدودي مبهم مي نمايد.

انگيزه و طراحي
مي گويند معماري فرايندي است كه انسان به وسيله ي آن خود را مطرح و استحاله مي كند. به بياني ديگر براي انجام طراحي معماري، انگيزه لازم است. انگيزه چه بسا با تعقل در تضاد باشد. تا كنن هيچ امر، بر حق بودن طراحي معماري را، همچون هر نوع خلاقيت ديگر نفي نكرده است.
از اين رو هر آنچه كه به عنوان نظريه در باره معماري مطرح است، تنها هنگامي براي معمار ارزشمند است كه به طراحي آن مربوط باشد.
طراحي معماري به اعتقادي راسخ نياز دارد؛ اعتقادي كه انگيزه، شيوه و موقعيت از واجبات و ملزومات آن است.
از اين رو معمار بايد در فرايند طراحي شكيبايي به خرج دهد............

در ادامه مطالب به عبارت زير اشاره مي شه كه نگاه شون به موضوع معماري رو نشون مي ده

“Architecture is fun”
 مطالب مربوط به كانسپت و نوع نگاه معماران بزرگ به اين موضوع ادامه داره....

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 11:20  توسط مريم  | 



 بهروز احمدي
طراحي، سبك و فلسفه در معماري

فعاليت من در معماري ايران از 30 سال پيش شروع شده است و در اين مدت محصول كار، طرح و اجراي حدود 60 پروژه و همكاري در طراحي بيش از 20 پروژه بوده است.
ديدگاه من در طراحي – سبك و فلسفه معماري – با نگاه به تجربيات عملي كه در ايران داشته ام مطرح شده است و با ديدگاه معماري آكادميك و تئوري تفاوت هايي دارد.

طراحي معماري

به تعريف من، ((معماري شامل كليه اقداماتي است كه سبب ايجاد فضايي براي زيست شود.))
اين اقدامات بطور كلي ممكن است نامناسب يا مناسب، زشت يا زيبا، بد يا خوب، ناسازگار با محيط و يا سازگار باشد و بديهي است هر اندازه متغيير هاي مثبت در اين مجموعه بيشتر شود، اثر معماري مطلوب تري ايجاد خواهد شد......
در ادامه مطالب توضيحات بيشتري راجع به نحوه طراحي بهروز احمدي ارائه شده.به انضمام يه مصاحبه از ايشون در رابطه با نحوه طراحي موزه.اميدوارم بتونين از مطالب استفاده ببرين.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 10:3  توسط مريم  | 



سلام خدمت همه دوستان عزیز

بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب

راستش یه سری مطلب فوق العاده خوب آقای مهندس توی یکی از بخش های کافه دیزاین گذاشته بودن که به فرمایششون در نبود خودشون اون مطالب رو برای استفاده دوستان عزیز در اینجا نقل می کنم.

حالا این مطالب چی هستن...

تعدادی پست راجع به اینکه معمارهای بزرگ چطوری طراحی می کنن.روند اون موضع این طوری بود که بعد از اینکه آقای مهندس پست های راجع به یه معمار رو می ذاشتن بقیه دوستان نظرشون رو می گفتن و یه کم در مورد اون نحوه طراحی بحث می شد.با اجازه من بخش اصلی مطالب و توضیحات رو میارم.اگه کسی از دوستان تمایل داشت با نظرات بقیه هم اشنا بشه یا احیانا خودش صحبتی یا نظری داشت می تونه به تاپیک معماران بزرگ چطور طراحي (دیزاین) مي كنين؟!-کافه دیزاین مراجعه کنه.

دیگه واقعا بریم سر اصل مطلب....

اگه موافقين اولين مطلب رو در رابطه با مرحوم ميرميران و بررسي روند فكري و نگاهي به آثار ايشون شروع مي كنيم.

سيد هادي ميرميران چگونه طراحي مي كند!؟.....................


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 9:30  توسط مريم  | 



سلام

راستش میخواستم زودتر بیامو یک پست بذارم ولی با مطالب خوبی که خانم مهندس گذاشته بودن دلم نیومد که این کارو بکنم

دژ برازجان (سرای مُشیر)
در مقابل میدان اصلی شهر برازجان که به میدان شهرداری معروف می باشد بنای بسیار معتبر ومستحکمی به نام «دژ» قرار دارد که از ابنیه باشکوه دوره قاجاریه به شمار می رود ودر سال 1288 ه.ق مطابق با سال 1250 ه.ش بنا به دستور یکی از نیکوکاران به نام «حاج میرزا ابوالحسن خان مشیرالملک شیرازی» با هزینه ای معادل چهل هزار تومان به پول آن زمان و با معماری استادانه مرحوم «حاج محمد رحیم شیرازی» ساخته شده است.
سبک بنای این ساختمان عظیم که در اصل کاروانسرایی بوده متعلق به دوره قاجاریه می باشد وبا طرز بسیار باشکوهی ساخته شده بطوری که دیدن آن انسان را به تعجب وا می دارد. مصالحی که در ساختن این کاروانسرای بزرگ به کار رفته تماما از سنگ وساروج و دیوارها وکف ساختمان از تخته سنگ های بزرگ وکوچک پوشیده شده ودارای چهار برج مرتفع با کوشک های متعدد می باشد. این بنای عظیم که در سراسر استانهای فارس وبوشهر نمونه آن کمتر به چشم می خورد الحق با هنرمندی واستادی بسیار عالی ساخته شده است به طوری که پس از گذشت یک قرن وربع همچنان استوار وپا برجای باقی مانده است.

 

 

آتشکده خورموج

آتشکده خورموج یا آتشکده کوه مند از آثار باستانی و مهم دشتی است که در دامنه کوه مند و به فاصله ۳۰ کیلومتری خورموج ، غرب روستای زایر عباسی  قرار دارد. در ارتفاع سنگی مشرف به رودخانه خشکی که بستر رودخانه قدیمی است آثار حجاری و کوه تراشی در دل صخره وجود دارد از بستر رودخانه راهی به ارتفاع ۶۰ متر که اولین مدخل آتشکده‌است، کشیده شده‌است

 

ریشهر

ریشهر (بوشهر) ، واقع در شهرستان بندر بوشهر  یکی از آثارهای تاریخی و از نقاط دیدنی بوشهر است

کاخ بردک‌سیاه

«کاخ بردک‌سیاه» کاخی مربوط به عصرهخامنشی  است، ودر ۱۲ کیلومتری شهر برازجان واقع شده‌است، این کاخ در حاشیه رودخانه دالکی  قرار دارد، و بعد از کاخ کوروش  بنا شده و فاقد ظرافت‌ها و ترکیب خاص رنگ‌های سیاه و سفید کاخ‌های برازجان و پاسارگاد است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 12:32  توسط آرزو ميرزايي  | 



مجموعه فرهنگی ژان ماری تجیبائو – نیوکالدونیای فرانسه-رنزو پيانو
طراحی 1991- ساخت 1993 تا 1998
پروژه ژان ماری با طبیعت مانوس است یعنی بدون حضور نور خورشید که لطافت ساختارهای چوبی را باز می تاباند و بدون صنوبر بلند و ستون مانند که معیاری برای ارتفاع پوسته های وسیع ساختمان محسوب می شود و بدون بادی که از میان این عناصر می وزد و انعطاف پذیری و استحکام چوب را یادآوری می کند ، شناخت و درک کامل مکان و فضای خلق شده در این پروژه ، غیرممکن می شود.

فرهنگسراي تي جيبائو-رنزو پيانو

این لینک هم اطلاعات کاملتر با نقشه ها و تصاویری از مرکز فرهنگی تی جیبائو رو داره.

 

اينها هم يه سري لينك از اطلاعات و تصاوير و نقشه هايي هست كه به عنوان نمونه براتون مي ذارم:

‍‍Chicago Cultural Center1

Chicago Cultural Center2 

ولفسبورگ 

Norveg Coast Cultural Center  

ژرژ پمپيدو

براي همه تون موفقيت و سلامتي رو آرزو مي كنم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 5:52  توسط مريم  | 



 
مركز فرهنگي فرشچيان اصفهان:
 

مركز فرهنگي فرشچيان اصفهان اثر فرهاد احمدي

 
نگاهي به معماري مجموعه فرهنگي استاد فرشچيان اصفهان اثر فرهاد احمدي، فرزين تولائيان، جلال اسدي اسکندر
معمولاً آن چه در بررسي يک بنا به عنوان اثري معمارانه مورد توجه قرار مي گيرد بحث جنبه هاي مادي و فضاي کالبدي و شکل دهنده به آن اثر معماري است؛ حال آن که در بررسي اثري معماري در اصفهان اين تصوير بهشت مي توان با نگاهي معناگرا نه تنها به دنبال تکامل کالبدي و شکل گيري بنا، بلکه در جست وجوي ريشه هاي شکل گيري پيوند کالبد و معنا و کيفيت اين ارتباط در دنياي عرفان نيز بود. نکته حائز اهميت در ديدگاه معمار عارف و صوفي بازسازي تصوير بهشت و جهان ماوراء در همه فضاهاي معماري چه در معابر، چه در مساجد و چه در خانه ها و همه جاي ديگر است. «تلاش معمار همواره بر اين است که همه جا را به رنگ آن انديشه اصلي مرکزي خويش در آورد و خاک فقير را به فضايي ماورايي شبيه سازد. آن فضايي که او با آن انس ازلي داشته است فضايي که مادي و خاطره يي از آن جهان است، انسان از آن هبوط کرده و هميشه تمامي انديشه و تفکراتش در پي بازگشت به آن و رهايي از قفس اين جهاني بوده است. فضايي کامل و متعالي و بي زمان.»
ما همه اجزاي آدم بوده ايم
در بهشت اين لحن ها بشنوده ايم
گرچه بر ما ريخت آب و گل شکي
يادمان آيد از آنها چيزکي
در اين راه آن چه معمار را براي رسيدن به اين هدف و بازسازي تصويري درخور از بهشت ياري مي کند به کارگيري زباني نمادين و استعاري براي انتقال پيام معنوي دنياي عرفان است.
مرکز فرهنگي سينماي اصفهان (مجتمع فرهنگي فرشچيان) که طراحي آن به اواخر دهه شصت بازمي گردد، در زميني به مساحت 10هزار متر مربع مجاور رودخانه زاينده رود در محله يي با بافت نسبتاً جديد ساخته شده است. نقطه آغازين و ايده اوليه طراحي تصوير ذهني معمار از منظر پشتي پل خواجو در زمان برگزاري جشن هاي بزرگ صفوي است. در واقع سعي شده است که در اولين گام عناصر اصلي سازمان دهي فضاي برگزاري جشن ها با استفاده از آب نما، پل و رواق هاي اطراف به صورت انتزاعي بازسازي شود. پل ظريف و کوچک در ميان آب نما ، بازحضوري است از پل خواجو و رواق هاي اطراف پروژه با سازه مخصوص نشان دهنده خيمه ها و چادرهاي مهمانان پادشاه صفوي در زمان برگزاري جشن ها است.
به بيان ديگر خلوص و شفافيت فضاهاي معماري عصر صفوي و مکتب اصفهان، معمار را بر آن داشته تا با استفاده از آب نماي مرکزي علاوه بر اعلام حضور زاينده رود در نزديکي، با نمايش تصوير مجازي از حجم اصلي بنا که خود در پرسپکتيو و اندکي در دوردست واقع شده تقارني را که در امتداد محور طولي عرضه داشته با کمک آب نما به بعد سوم برده و در اين حال بيننده را با خود و اثر معماري تنها مي گذارد و او را به درون ساختمان دعوت مي کند.
تاکيد بر تقارن و تقويت آن در محورهاي گوناگون نشان دهنده پايبند بودن احمدي به اصول معماري سنتي ايران به ويژه معماري صفوي و مکتب اصفهان است. پس معماري سنتي به معني شيوه ساختمان سازي از نظر شکلي، ساختاري و مفهومي منبع الهام قرار مي گيرد ولي در اين جا به سنت نه به صورت کاربردي بلکه با ديدگاهي پست مدرن نگريسته مي شود و جنبه مفهومي و نمادين آن بيشتر مورد توجه قرار مي گيرد.
آن چه به سنت تعبير مي شود به هيچ وجه پيروي از راه و روشي ويژه که مشمول زمان و مکان مي شود يا حفظ وضع پيشين و قرار گرفتن در حصاري از انديشه هاي قديمي نيست بلکه آن گونه که دکتر «سيدحسين نصر» تعريف مي کند؛ «امروزه هيچ چيز بهنگام تر از آن حقيقت ازلي، از آن پيامي نيست که از سنت مي آيد و مقتضاي حال است چرا که همواره مقتضي بوده است چنين پيامي تعلق به اکنون دارد که هميشه بوده است و خواهد بود. سخن از سنت، سخن از اصول تبديل ناپذيري است با منشاء آسماني و سخن از کاربردشان در مقاطع مختلف از زمان و مکان.»به بيان ديگر معمار با استفاده از زبان نماد ها به بيان صور نمادين که جنبه هاي محسوسي از واقعيت ماوراي طبيعي اشيا هستند مي پردازد، ترجماني از مفاهيم دنياي عرفان در عالم خاکي. در حقيقت او صوري را به تصوير مي کشد که موجوديت خود را دارند؛ خواه انسان از آنها باخبر باشد يا نباشد، نمادهايي که به دست انسان ساخته نمي شوند بلکه او را دگرگون مي کنند.
همان گونه که ذکر شد هرچند اين مجموعه به تازگي مورد بهره برداري قرار گرفته است ولي آغاز طراحي آن به اواخر دهه 60 بازمي گردد. احمدي خود دراين باره مي گويد که در آن سال ها معمار جواني بوده است که تحت تاثير اساتيد بزرگ معماري ايران هم چون نادر اردلان و کامران ديبا گونه يي معماري مفهوم گرای با گرايشات عرفاني را دنبال مي کرده است.
از ديدگاه اردلان معماري به عنوان يک پديده در نظام وحدت گراي جامعه سنتي نشان دهنده اصل وحدت است. او بر اين عقيده است که مبناي شناخت و درک معماري سنتي اسلامي ريشه در رابطه بين کيهان، انسان و معماري دارد؛ «به عبارتي ديگر از ديد سنتي انسان و کيهان خود محصول هنر قدسي اند، انسان، کيهان و معماري قدسي از حيث واقعيت هستي شناسي شان نهايتاً وابسته به ذات الهي اند.»
پس معمار بار ديگر سعي مي کند با استفاده از عناصر معماري تصوير ذهني خود را از عالم ديگر در دنياي مادي انعکاس دهد. احمدي خود دراين باره مي گويد؛ «از نظر من پروژه اين گونه اتفاق مي افتد؛ گويي جرعه يي آسماني از کيهان در مرکز پروژه در آن هشت ضلعي که نمادي خاکي از بهشت است فرو مي افتد؛ درست مانند سنگي که در آب مي افتد و موج ايجاد مي کند، صورت گيري يا تجلي مادي اين اثر کيهاني در واقع امواجي است که آمفي تئاتر را ايجاد کرده که به سمت آسمان حرکت مي کند. در واقع نوعي معاشقه و يا تعامل بين زمين و آسمان، کيهان يا عالم صورت با عالم مثال.»
قطره يي از کيهان عالمي که کره خاکي و انسان در آن جاي گرفته اند بر جايگاه زندگي او فرود آمده، انسان پيوندي را ميان خود و آسمان يا فضاي بي کرانه احساس مي کند. گويي معمار تلاش مي کند راهي براي عروج از عالم خاک به فضاي برتر و پرمعناتر بيابد و از تغييرات و دگرگوني هاي اين جهاني آزاد شود.
از نظر کاربردي نيز چنين است، تراکم و غلظت کاربري هاي مجموعه از مرکز به بيرون کاهش مي يابد. به بيان ديگر فضاي تهي که در مرکز پروژه قرار گرفته و تالارها را در خود جاي داده تاثير خود را بر اطراف نيز گذاشته و لبه ها را نيز بي ماده و شفاف کرده است. تا آنجا که در بخش مجاور با خيابان رواق نيز حذف شده و ساختمان از طريق دروازه ورودي با پياده رو شهري ترکيب مي شود. ساختمان از طريق هفت دروازه که از نظر مقياس نيز بر آنها تاکيد شده است به فضاي پيرامون خود متصل مي شود. در واقع دروازه ها اولين فضا در الگوي بنيادي اتصال، انتقال و وصول هستند. استفاده هوشمندانه از هفت دروازه و تاکيد بر آنها شايد اشارتي است بر هفت دروازه بهشت موعود، استعاره يي ديگر از مفهومي آن جهاني، انعکاسي ديگر از عالم مثال در عالم خاک. «از ديدگاه استيرلين سرچشمه وجوه نمادين اندام هاي کالبدي در معماري ايران در عالم مثال يا عالم ملکوت ديده مي شود.»
در اين جا آب نما نيز نه تنها مکاني براي به نمايش گذاشتن و نگهداري آب و محلي براي نشستن در اطراف آن بلکه از ديدگاه عرفاني آينه يي است براي تصوير کردن و انعکاس عناصري که دورادور حياط جاي گرفته اند.
آن چه در سازماندهي کلي مجموعه شاخص است، هندسه بسيار قوي و ترکيب آن با تقارن است. مفاهيمي که در مطالعه فضاي معماري و نظام کالبدي در معماري سنتي نيز ديده مي شوند در واقع کاربرد هندسه برخاسته از عمق اعتقاد و بينش معناگرايانه يي است که معمار سنتي براي دستيابي به مفاهيم ارزشي عقيدتي و بازيابي تبلور آن در شکل مادي و قالبي معمارانه به کار مي گيرد. به بيان ديگر هندسه به عنوان عاملي وحدت بخش به کار گرفته مي شود تا کليه ارکان بنيادين معماري از قبيل فضا، شکل، سطح، رنگ و ماده را به نظم درآورد. «در معماري سنتي هندسه محدود به جنبه هاي کم و بيش کمي نيست بلکه جنبه کيفي دارد که در قوانين تناسب و هماهنگي نمايان است و توسط آن يک بنا وحدت تقريباً بي مانند خود را به دست مي آورد.»
در طرح مرکز فرهنگي سينمايي ناگفته ها و عجايب رازآلود هم زمان با فرو بردن بيننده در تجربه يي ناخودآگاه آشکار مي شوند. آن جا که به زيباترين وجه معماري سنتي ايران يعني توجه به چهار عنصر نور، باد، آب، خاک و تفکر ديرينه و اسطوره يي فرهنگ ايراني پرداخته مي شود. اين جريان نيرومند فکري ريشه در تفکرات فيلسوف بزرگ سهروردي و فلسفه اشراق دارد.در اين ميان آب نوع مادي عنصري است که مي تواند با نور ترکيب شود و از آنجا که توانايي عبور نور و روشنايي را از خود دارد به عنصري مقدس تبديل شده است. آب و نور به مثابه عناصر هويت بخش با يکديگر ترکيب مي شوند و بنيان فضايي زيبايي در معماري را پايه ريزي مي کنند که حوض خانه نام دارد. در واقع حوض خانه معبدي مهري است مربوط به آناهيتا و مهر و تمام هنر معمار سنتي ترکيب آب و نور در اين فضاست. اين تدبير نيز هوشمندانه در طراحي فضاهاي داخلي مجموعه به کار گرفته شده است و موجب رساندن نور به فضاهايي که در زير سطح زمين جاي گرفته اند از قبيل رستوران و گالري ها مي شود.
فضاي هشت ضلعي مرکزي علاوه بر اينکه از نظر محل قرارگيري در مرکز پروژه قرار دارد به نوعي نقطه شروع حرکت بازديدکننده و کاربران مجموعه نيز هست. هندسه قوي، حضور آب و ترکيب شدن آن با نوري که از پل هاي شفافي که به اين فضا ختم مي شود و گذر مي کند فضايي مشابه سربينه حمام هاي سنتي ايجاد مي کند که آنها نيز خود مرکز رويدادها و اتفاقات مهم اجتماعي بوده اند.

مركز فرهنگي فرشچيان اصفهان2


عنصر با اهميت ديگري که در طراحي مجموعه مورد تاکيد قرار گرفته است پل است، عنصري که در فرهنگ ايراني و اسلامي به مثابه گذرگاه و جداکننده پاکي و پليدي است در اينجا نيز به ياري معماري معنا گرا آمده است تا صورتي خاکي از گذرگاهي بر پاکي و آب باشد يا گذري شفاف براي انتقال به فضاي اصلي. به بيان ديگر سفر معنوي روح که آغازش تطهير و تزکيه و پايانش اشراق بود. در اينجا و با پيروي از الگوي بنيادين اتصال، انتقال و وصول صورتي نمادين به خود مي گيرد. انسان با ورود از دروازه (اتصال) و گذر از پل (انتقال) و رسيدن به فضاي مرکزي تهي شده که به سمت آسمان در حال عروج است به وصل مي رسد. در اينجا معمار با عدم استفاده از رنگي ويژه و يا خاص بر خلوص فضاي معماري اش افزوده است آن چه به عنوان رنگ در طرح استفاده شده است طيفي از بي رنگي است که با نور ترکيب مي شود و رنگ هايي زيبا در ذهن ناظر پديد مي آورد.
آن چه به عنوان آخرين نکته بايد در مورد پروژه مرکز فرهنگي سينمايي اصفهان ذکر شود نقشي است که اين فضاي فرهنگي در شهر به عنوان فضاي شهري ايفا مي کند. «در تفکر عرفاني بنا به عنوان قطعه يي سرگردان نيست که روي سطحي قرار داده شده باشد بلکه در بافت شهري گنجانده شده است.» ارتفاع کم ساختمان و قرارگيري بخش عمده فضاها در داخل زمين مکان يابي مناسب ورودي ها در اطراف پروژه، باز بودن ضلع مجاور خيابان براي ورود عابرين، محل هايي براي نشستن در کنار آب نما، اختصاص بيش از نيمي از سطح پروژه براي استفاده آزاد عمومي و به کارگيري عناصر طبيعي و مصنوعي دعوت کننده به داخل اين مرکز را يک فضاي شهري درخور در مجاور رودخانه زاينده تبديل کرده است. آن چه اين مجموعه فرهنگي را به فضا و مکاني پويا تبديل مي کند جايگزيني آن در سلسله مراتبي از فضاهاي عمومي و نيمه عمومي، ايستا و پويا، فضاي باز و سرپوشيده خطي و گردهم آورنده با مقياس هاي کوچک و بزرگ و با عملکرد هاي متنوع اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است که موجب القاي حس تداوم، تنوع و تحرک فضايي در استفاده کنندگاني است که با اهداف مختلف قدم در آن نهاده اند.
 

نقل از:پرتال راسخون(تصوير خاكي دنياي عرفان)

 تصاوير بيشتر از اين مجموعه رو مي تونين از باشگاه مهندسان ايران ببينين.
 

مركز فرهنگي دزفول:

مرکز فرهنگی سینمائی دزفول عمدتا از چهار بخش متمایز تشکیل شده است که به ترتیب اولویت و اهمیت عبارتند از:

اول: بخش ارائه آثار، شامل دو تالار کوچک و بزرگ نمایش، فضای انتظار و صحنه نمایش نمایشگاهها.
دوم: بخش اطلاعات، شامل کتابخانه و اطلاع رسانی.
سوم: بخش آموزش، شامل دو مدرسه هنرهای سنتی و هنرهای تصویری.
چهارم: بخش خدمات، شامل فروشگاهها، چایخانه سنتی، نمازخانه، فضای عمومی جهت گردهمائی هنرمندان و هنردوستان.
بخش اول حلقه مرکزی است و بخشهای دیگر حلقه های پیاپی را شکل داده اند. زیر نقش پیوند دهنده فضاها یک منحنی حلزونی است که بر مرکز درونی آن یک شمسه با زمینه هشت نهاده شده است و در نقطه انتهایی بیرونی آن یک مربع تکیه زده: مربع مظهر جهان خاکی و بیرونی است و آن مکانی است که از آنجا نظاره گر بیرون این تشکل هستیم
 

مركز فرهنگي دزفول-فرهاد احمدي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 5:41  توسط مريم  | 



 با سلام به همه دوستان خوب

اين سري از پستها رو به فرمايش جناب مهندس كريمي گذاشتم.اون طوري كه فرموده بودن طرح اين ترم دانشجوهاي خوبشون راجع به مركز فرهنگي هستش.اميدوارم اطلاعات پراكنده اي كه در اين چند پست هست براي آشنايي با نمونه هاي موجود مراكز فرهنگي و فرهنگسراها كمك كوچيكي باشه.

بخشي از اطلاعات موجود نوشتاريه.بخشيش هم تصاويري از نمونه هاي موجود هست.بخش ديگه اي هم يه سري لينك از موضوعات مرتبط هست.

فرهنگسراي نياوران

تاريخچه  :
اين بنا توسط آقای کامران ديبا و همکارانش صورت گرفته است. ساخت اين بنا در تاريخ 1355شروع و در سال 1356 به اتمام رسيد. کل فضاي مجموعه نیاوران 110 هزار متر مربع است و زير بنای ساختمان 10 هزار متر مربع می باشد. اين مکان از سال 1364 تا 1374 به عنوان دانشکده هنر و زير نظر وزارت ارشاد فعالیت نموده و در سال 1374 با عنوان رسمی فرهنگسرا شروع به کار کرد. در حال حاضر رياست اين مجموعه بر عهده جناب آقای دکتر سيدمحمد فدوی می باشد .

بررسی از نظر اقليم :
فرهنگسرای نیاوران به لحاظ اقليم در موقعيت معتدل کوهستانی می باشد در اين اقليم به علت وجود بادهای شمال معماری فرهنگسرا به صورت شرق و غرب طراحی شده است.
نورگيری اين بنا از 4 طرف صورت می گيرد.گر چه ساختمان نیاوران به صورت قسمتهای مجزا طراحی شده و بعد در کنار هم قرار گرفته اما با بداعت های خاص طراح توانستند،ارتباطی صحيح و جستجوگر میان دو ساختمان بوجود آید.

بررسی بنا :
سازه اين بنا از بتون مسلح می باشد .در زیبا شناختی اين ساختمان طراح با ترکیبی میان بافت( بتون و سنگ ) ، فرم ( ساده هندسی ) و سنت ( سنتهای ايرانی ) توانسته ساختاري جدید از معماری سنتی و مدرن خلق نماید.
ورودی :
سر در ورودی اين بنا، به صورت متقارن می باشد. اين سر در به عنوان پيش ورودی برای دسترسی به درب اصلی فرهنگسرا می باشد. سر درفوق بر گرفته ازساختار فضای هشتی در معماری سنتی می باشد.


سمت راست درب ورودی اتاق نگهبانی قرار دارد. دسترسی به ساختمانهای اصلی از طريق پله ها صورت می گيرد. وجود دو عامل بعدی سکوها و شمشادهادر دو طرف پله ها عمل هدايت مخاطب به سمت ساختمان اصلی را به عهده دارد.


برای ورود به حياط مرکزی مخاطب مقيد به گذشتن از زير قالب سنتی که به شکل سر در ورودی است می باشد.


حياط مرکزی يکی ديگر از نمودهای سنتی است که در اين بنا استفاده شده است. اين قسمت دارای دو آب نما و دو باغچه می باشد و تمامی دربهای مختلف ساختمان به سمت حيای مرکزی باز می شود.


در حياط مرکزی دو ساختمان مشاهده می شود :
سمت چپ ( ساختمان شماره 1) که شامل 2 طبقه می باشد:
طبقه اول سالن آمفی تئاتر که بعنوان سالن سينما از آن استفاده می شود.
آمفی تئاتر : سالن آمفی تئاتر شامل سه قسمت اصلی است.
پذيرش
خروجی ها
سن اصلی

اين مکان دارای يک ورودی يا سراسرست که يک حسن برای آن تلقی می گردد.زيرا افرادی که می خواهند به بيرون از آمفی تئاتر بروند ابتدا به يک هال انتظار وارد شده و سپس به محيط بيرون هدایت می شوند .
اتاق پروژکتور سالن مجهز به ديوارها و سقفهای مقاوم در برابر آتش سوزی می باشد و يک اتاق برای برق اضطراری و ترانسفورماتور در زير آريتوريم طراحی شده است.طول سن آمفی تئاتر تقريبا" دو برابر عرض است واز شيب طبيعی زمين برای شيب آمفی تئاتر استفاده شده است .
طبقه دوم : اتاق رئيس و معاونين
سمت راست ( ساختمان شماره 2) بوسيله چند پله به طرف در ورودی نگارخانه و بخش اداری می رسد.

نگارخانه :
از حیاط مرکزی بوسيله چند پله به طرف در ورودی نگارخانه هدايت می شويم.


قبل از ورود به نگارخانه يک هشتی وجود دارد که هم به رستوران و هم به کتابخانه راه دارد.
برای ورود به نگارخانه از یک راهروی چرخشی ، هدايت کننده به طرف جلو استفاده شده که ازآن به عنوان بخشی از نگارخانه استفاده می شود و فضای مفيدی نيز برای نگارخانه ايجاد کرده است .ساختار چرخشی راهرو باعث شده تا فاصله راهرو تا قسمت اداری کمتر احساس گردد.
نگارخانه از 5 نيم طبقه تشکيل شده که از 3 نيم طبقه آن به عنوان سالن اصلی استفاده می شود.


بخش اداری :
بخش فوق از 3 طبقه مجزا تشکیل شده است.
طبقه همکف : شامل اتاق تايپيستها و طبقه دوم و سوم ، شامل بخشهای مالی، اداری، موسيقی، کامپيوتر و مدیریتهای فرهنگسرا و مشاورین می باشد که همگی توسط پارتيشنهای شيشه ای از هم جدا شده است . لازم به تذکر است که قسمت اداری به قسمتهای ديگر فرهنگسرا اشراف ندارد.


رستوران :
فضای رستوران در دو طبقه پیش بینی شده که دسترسی به آن از سه بخش ساختمان امکان پذیر می باشد: 1- حياط مرکزی 2- ورودی نگارخانه 3- کتابخانه

سالن گوشه :
سالن فوق در انتهای حياط مرکزی و بين دو ساختمان قرار گرفته به طوری که ،توانستند اين دو ساختمان را به هم متصل کند. اين سالن جهت برگزاری فعاليتهای گوناگون هنری آماده سازی شده است.

کتابخانه :
فضای کتابخانه شامل : 1- ورودی 2- هال ورودی 3- قسمت کاتالوگ 4- مراجعه و تحويل 5- مخزن کتاب 6- سالن مطالعه
آرايش داخلی اين مجموعه به نحوی است که خوانندگان می توانند به آنچه می خواهند دست پيدا کنند و احساس آرامش بنمايند.
کتابخانه شامل کتابهای تخصصی هنر بوده و برای استفاده هنرجويان و اساتيد هنر می باشد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 5:35  توسط مريم  |